آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم
نه گله ای
نه شکوه ای
حتی رنجیدن هم از یادم رفته است.
دیگر چیزی برای دل بستن نمانده است.
انتظار بی مفهوم است.
نه کینه ای ؛ نه بغضی ؛ نه فریادی
ففط سکوت و صدای آه های ممتد...

+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 4:26 توسط دختر تنها
|