تبليغاتX
سرنوشت -

سرنوشت

قبر کن گورم را می کند.

دخترکی دنبال بادکنک صورتی اش می دود.قبر کن نگاهش را از بیل می گیرد

و به دخترک و بادکنکش میدهد.می گویند معشوقه ام مرا به هیچ کشته است اما من هنوز

زنده ام.چشم گورکن دنبال کفش های قرمز دخترک است که هنوز دنبال بادکنک می دود

ودستش به آن نمی رسد و نگاه من به مردمک چشم قبر کن.

تلی از خاک را روی چشم هایم می ریزد.نمی دانم صدای شیون کیست؟

گور من تنگ نیست دلم تنگ شده است.بادکنک صورتی لای شاخه های درخت

گیر می کند و می ترکد.قبرکن دوباره حواسش را به بیل می دهد .تل های خاک را

تندترو تندتر رویم می ریزد و مردمک چشمش را در نگاه من دفن می کند.





+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 4:26 توسط دختر تنها |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اسم : بهار

دانشجو : رشته حسابداری


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin