|
دل دوست خدا را شکستن بزرگترین گناهه...
اگه دیدید جایی درد میکشید و خار شدید... دلیلی هم نمی بینید واسه خاریتون... فکر کنید ... ببینید... هیچ جا... هیچ وقت... یه جایی ... یه گوشه ای... کسی را اذیت نکردید یا اونو خُرد نکردید... احتمالاً چرا... + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:28 توسط دختر تنها |
ديگر ياد گرفته ا م شبها بخوابم با يک آرام بخش... تو نگرانم نشو! همه چيز را ياد گرفته ام راه رفتن در اين دنيا را هم ٬ بدون تو ياد گرفته ام خوب ياد گرفته ام که چطور بی صدا و آرام گريه کنم ياد گرفته ام که چطور هق هق گريه هایم را با بالشم بی صدا کنم تو نگرانم نشو!! سخت بود اما این را هم یاد گرفتم در عشق بسوزم و مدارا کنم تو دیگر نگرانم نشو!!! + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:26 توسط دختر تنها |
وقتی کسی هست که منو می خواد ومادرش را فرستاده....
وقتی من اونو نمیخوام... خدایااااااا کمکم کن........... می بینی من بلد نیستم بهت خیانت کنم... ولی تو چی؟؟؟ تو خیلی راحت بلدی... میشه یاد منم بدی؟؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:25 توسط دختر تنها |
ای خدا به خاطر بارانی که بعد از مدتها انتظاری به ما دادی ممنونم... باران را دوست دارم چون همه چیز را از یادم می بره و یه حسّ خوبی بهم دست می ده... امروز زیر بارونت حال کردم واقعاً بعد از مدتها خنده را روی لبم نشاند شاید با باران است که دنیا هم مانند آدمها نقش بازی می کند و دنیا هم با اومدن باران لباسه بدی و ظالمانه را از تنش بیرون می یاره ولی نه می تونم بگم دنیا همیـــــــــــــشه مثل امروز مهربون بوده ولی ... آره ، مثل یه دروغ می تونم بگم از دنیا خوشم می یاد،چند نوع دروغ داریم... یکی دروغ انتقام آمیز: که آدم به خاطر فرو خوردن خشمش می گه... یکی دروغ وفاداری : که آدم به خاطر دوست داشتن می گه... + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:24 توسط دختر تنها |
ای خدا مگه 2 تا دوست هیچ وقت همدیگر را ملاقات نمی کنند... من هم دوست تو هستم اگر قابل بدونید، ولی من نمی تونم تو را ملاقات کنم... من از این دنیا خسته شدم دیگه کارم تو این دنیا تموم شده... به هر چی خواستم توی دنیا رسیدم دیگه چیزی نیست بخوام ازت... می خوام بیام پیشت خدا جون ، کارام تموم شدند... دیگه دارم علافی و بی خیالی توی دنیا طی می کنم... خدایا دستانم را بگیر از این دنیا بلندم کن... ازت خواهش می کنم... دیگه اعصاب یُخ...ریدم به دنیاااا... حیسه زَنَم به گُپِّت... + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:22 توسط دختر تنها |
می گن نیش دوست از نیش زنبور بدتر است عید قربان بر همگان مبارک خدایا امروز عید قربان هست و من امتحان دارم خیلی گرفته ام به زور دارم می خندم با همه ، من دیگه خسته شدم از خندهای زورکی... خدایاا خیلی خسته ام خیلی خسته...کمکم کن...حوصله هیچکی رو ندارم آری وقتی چند هفته پیش ه یکی از همون زنبور بزرگا نیشم زد معنی این حرف را گرفتم گرچه تا یه هفته مریض شدم ولی اونروز بود که خیلی چیزا را فهمیدم یکی علاقه دوستانم نسبت به خودم...بعد ... خدایا حالا معنی حکمتت را می فهمم که چرا از بین این همه منو نیش زد آری می فهمم و خدایا ممنونتم ...خدایا کمکم کن ...کمک.. خدایا می بینی دارم اشک می ریزم خیلی حالم بده خیلی ...خیلی ...خدایااااااااااااااااا.... دیگه...نمی دونم خدایااااا خدایاا امروز بود که ... امروز بو د .. .این هم یه حکمت دیگه ...که دیگه دارم می میرم ای خداااااااااااااااا کاش می مردم و هم خودم و هم خیلی هااا راحت می شدند... لعنت بر او لعنت.... + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:20 توسط دختر تنها |
براي اينجا ماندن خيلی خسته ام هراس و وحشت کودکانم مرا تحت فشار قرار می دهد اين زخم ها خيال ترميم ندارند اين دردها واقعی ست دردهای زيادی که زمان قدرت ترميم آن را ندارد وقتی که گريه ميکردی من تمام اشک هايت را پاک مي کردم وقتی که فرياد مي زدی من با تمامی ترس های تو مي جنگيدم اما تو هنوز تمامي وجودم را داری تو هميشه مرا مجذوب مي کردی اکنون من در زندگی ای که پشت سرت رها کردی اسير شده ام چهره روياهاي شيرين گذشته را برايم تکرار ميکند و صدايت عقل را از من مي ربايد و مرا پريشان خاطر مي کند براي گفتن اين جمله به خودم که تو ديگر رفته ای خسته ام + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:18 توسط دختر تنها |
بوی گند دوست داشتن می آید شاید کسی دروغ می گوید ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سیگارم را در قاب پنجره می تکانم بی هیچ واهمه ای... زیرا که جهان زیر سیگاری من است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آتشی روشن کن سرمای تو آزارم می دهد. + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:16 توسط دختر تنها |
همیشه وقتی با دوستام روی نیمکت نشسته ایم اون گربه ی سیاه را که می بینم بی اختیار به یاد تو می افتم تعجب نداره،وقتی اون گربه ی سیاهه گنده را می بینم بهش زل می زنم دلم می خواد مثه یه پلنگ وحشی بهش حمله کنم و تیکه پاره اش بکنم در همین فکر هستم که یکی از دوستای خوشکلم دستی بهم می زنه و می گه عزیزم باز صورتت پر از نفرته؟؟؟بیا باز از همون لبخندها بزن،و من یه لبخند زورکی تحویلش می دم و باز به اون گربه ی سیاه که واسم تو هستی چشم می دوزم باز یکی از دوستای مهربون دیگه ام دست دور گردنم می اندازه و می گه عزیز مگه قرار نیست دیگه به اون پدر سوخته فکر نکنی؟؟؟ من با حالت نفرت چشم از گربه ی سیاه می گیرم.... با آسمان خدایم چشم می دوزم و آهی می کشم........................ + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:15 توسط دختر تنها |
لعنت خدا به این سه شنبه ها، لعنت و تف به تــــــــــو و سه شنبه ها... همیشه سه شنبه ها روز نحسی واسم هست آخه سه شنبه ها گُه است یا رب به زمینش بزن ، بزار این دفعه من به اون بخندم ... (ریدم به قیافه اش) همیشه تو فکر اینم که ................. یعنی می شه خدا جون؟؟؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هه... هر جور می خوای فک کن.... + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:12 توسط دختر تنها |
وقتی اسم عروسک را می شنوم نا خودآگاه به یاد دختر بچه هایی می افتم...
یه عمر من شدم عروسک تو ولی دیگه............. در دنیای کاغذین تو من عروسک نیستم که وقت و بی وقت به هر اهنگ تو برقصم من اگر چند روزی هستی ام را ارزانی ات کردم از سادگیم نبوده از زرنگیم هم نبوده از جسارتم بوده که در حق خودم کردم...در حق زندگی که با لبخند آغاز و با خودسری تمام شد تو که دل به جای دگر داشتی چرا با روانم در آمیختی؟؟؟ + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:9 توسط دختر تنها |
خدایا غرورم را دوست دارم بیشتر وقتا به خاطر غرورم به خود می بالم و جالب اینجاست به خاطر غرورم خیلی ها بهم احترام می زارند... و خیلی ها را از پستی به زمینشون زدم آه ه ه ه...مسخره هست نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط می دونم تو یه شیطانی ریدم بهت... شیطان اول سعی می کند با آدمها دوست شود و اگه نتونست از راه دیگه زندگی آدمها را می لولد... او به همه کس و همه چیز کار دارد و بعد کاری می کند بدون اینکه آدمها حواسشان باشد به حرفهای او گوش دهند و.. گاهی از این شیطان می ترسم گاهی از او متنفر می شم گاهی از او لجم می گیرد گاهی هم تصمیم می گیرم بکشمش و گاهی هم نادیده اش می گیرم فقط می دونم زندگیمو بهم ریخت منم می خوام اذیتش کنم ولی خیلی به اندازه کافی خاک تو سر هست خدایا دادمش دست تو ........ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هر جور می خوای فکر کن. + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:8 توسط دختر تنها |
خدایاااااااااااا کمکم کن تو درسااااااااااااام موفق باشم
تو خودت بزرگ و مهربونی نزار دیگه این هق هق گریه هام منو جلوی دوستام ..... ازت خواهش می کنم خداااااااااااااااااااااااااا بزار این چند ماه که بیشتر روزاش خوش بودم بازم خوش باشم و اونم می دمش دست خودت(بزار عذاب بکشه) حقشه دارم به حال و روزش می خندم + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:4 توسط دختر تنها |
اوه...چه علاقه ای دوستام به من دارند...
یعنی...مزخرف،نه نترس...هنوز تو خماری بمون،خاک تو سرت ها؟نمی شنوم من خیلی وقته صداتو نمی شنوم خفه شو کثافت...من خدا را دارم. + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:3 توسط دختر تنها |
وقت رفتن نمی خوام ببینمت ، می دونم کم می یارم اگه یه لحظه فقط نگام کنی... + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:2 توسط دختر تنها |
خدایااااااا
دارم در موج های دریا دست و پا می زنم خدایاااااااا دستانم را بگیر و بلندم کن به زمینم نزن ازت خواهش می کنم خدایاااااااااااااااااااااااااااا + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 4:0 توسط دختر تنها |
خدایــــــــا بعضی وقتا که فکر می کنم می بینم بار گناهم کاری کرده با من که پیش تو روسیاهم، واز خجالت نگاهم پیش تو بسته شده... و درونم از سوزش آهم می سوزه،یاد گرفتاریم می افتم، یاد اون لحظه ای که می میرم،و مرا به طرف قبرستان می برند و غسل ....و زمانی که منو تو کفن می پیچند و من فریاد می زنم هیچکی صدام را نمی شنوه و منو تو قبر می گذارند و... قبر به من فشار می یاره و من فقط عذاب می کشم و فریاد می زنم .... دو تا ملکه ازم سؤال می پرسند و من حیران ، سؤالات تو ذهنم داد می زنه خدات کیه؟؟؟ قبلت کجاست؟پیامبرت کیه؟و در دنیا چکار کردی؟... خدایا کمکم کن که هیچوقت جوابم توی گلوم نمونه....کـــــــــمکــــم کـــــــــن..........( ) + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 3:58 توسط دختر تنها |
|
| ||||||